شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»باب چهارم»فصل سوم»بخش 3 - حق الیقینبخش 3 - حق الیقینشاعر: شیخ محمود شبستریوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریں«ثبّت العرش» خود جهانی هستتا تو نقشی بر او توانی بست2نقل کریںعدمی بلکه یک جهان اَعدامگشته مجموع و کرده عالم نام3نقل کریںنقطههای عدم بهم پیوستدر خیال تو نقش صورت بست4نقل کریںبس که کردم مکرر این گفتاربو که برخیزد از تو این انکار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممحدث است عالم ار نه از دو یکیوصف او آمدی و نیست شکیشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 2 - عین الیقیناگلی نظمگفت بابا فرج حدیث تمامچونکه کردش سؤال خواجه امامشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 4 - حکایتماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممحدث است عالم ار نه از دو یکیوصف او آمدی و نیست شکیشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 2 - عین الیقین
اگلی نظمگفت بابا فرج حدیث تمامچونکه کردش سؤال خواجه امامشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 4 - حکایت