صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »باب اول
  4. »فصل سوم
  5. »بخش 8 - حکایت

بخش 8 - حکایت

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ابلهی را چه گفت نرادی

که مرا کن به نرد ارشادی

22

گفت من اندر آن نبردم رنج

لیک دانم به چیرگی شطرنج

33

گفت دانستمت تو هیچ مدان

نه بدین راه برده​ای نه بدان

44

چون ندانسته​ای تو یک بازی

خیره بر جاهلی چه می​نازی

55

نقل بی عقل جز گمان نبود

خر چه داند که زعفران چه بود

66

پانصد آیت ز جملۀ قرآن

شد در احکام نازل از دیان

77

باقی از وی که هست اندوهزار

جمله در عبرت آمد و افکار

88

مبحث انبیا تفکر بود

وندرین کرده​اند گفت و شنود

99

چه توان گفت با کسی معقول

کز خرد کرد خویش را معزول

1010

وانکه اندر مضیق محسوسات

گشت محبوس کی رهد هیهات

1111

جسم خواندش مجسم منحوس

وان مشبه کرامی سالوس

1212

در جهت دید ذات حق دایم

پس حوادث بدو کند قایم

1313

نقل​هائی که موهم است به دین

از براهین عقل گشت یقین

1414

زانکه تأویل آیت قرآن

کرد باید به قاطع برهان

1515

هرکه را دست و پا و پیش و پس است

صوت و حرف و انامل و نفس است

1616

در مکان است محتوی به جهات

همچو ما ممکن است و ناقص ذات

1717

علت احتیاج امکان است

هرکه را این صفت بود آن است

1818

وانکه او همچو ما بود عاجز

به خدائی کجا سزد هرگز

1919

غایت نعت خلق را بستان

صفت حق مأول است به آن

2020

یدو وجه است وعین در تأویل

قدرت و هستی و بصر ز دلیل

2121

استوا را حقیقت استیلاست

عرش تعظیم ذات عز و علاست

2222

رحمت او ارادت و انعام

همه خشنودیش چو هست اکرام

2323

بلکه تفویض، احوط و اولی است

راه دین و دیانت و تقوی است

2424

وارث انبیا خود آن خلف است

که در این راه پیرو سلف است

2525

متحقق به «ادخلوا فی السلم»

ملک مرسل است و راسخ علم

2626

آن یکی را سخن ز «مامنا»

وین دگر را حدیث «امنا»

2727

غیر از این هر چه از اقاویل است

«فتنه» و «ابتغای تأویل» است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اهل تشبیه نحس یاوه درای

چون خودی را گرفته​اند خدای

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 7 - الضلال المبین الفرقة الاولی

اگلی نظم

قول تشبیه اولاً ز یهود

خاست، پس رافضی بر آن افزود

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 9 - المنشأ

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور