صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »کنز الحقایق
  3. »بخش 2 - در حقیقت اسلام فرماید

بخش 2 - در حقیقت اسلام فرماید

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چه فرق‌ست ای پسر از جسم تا جان

چنان دان فرق از اسلام و ایمان

22

بدان کاسلام باشد حکم ظاهر

بود ایمان نصیب جان طاهر

33

تو شرح صدر از اسلام می‌دان

که مکتوب است اندر قلب ایمان

44

مسلمانی به دنیا سود دارد

بود ز دهر هرکه او بهبود دارد

55

مسلمانی همین قول زبان‌ست

چو گفتی‌، خون و مالت در امان‌ست

66

ولی در آخرت ایمان‌ست در کار

برو مؤمن شو ای مسلِم دگر بار

77

اگر با تو کسی بد کرد‌، بد کرد

تو عفوش کن که او بر جان خود کرد

88

چو همسایه ز تو ایمن شد ای یار

شدی مسلم همین معنی نگه دار

99

در‌ِ اسلام باشد سوی دنیا

در ایمان بود در کوی عقبی

1010

ورای هر دوان راهی‌ است برتر

بکوش آنجای رس‌، زین هر دو بگذر

1111

به علم ار بگذری از اسلام و ایمان

یقین اندر رسی در مُلک ایقان

1212

یقین گردد تو را سرّ خدایی

نجویی بعد از این‌، از وی جدایی

1313

اگر امروز بشناسی یقینی

یقین می‌دان که فردا هم ببینی

1414

کسی کاینجا نیست از معرفت بار

نبیند اندر آنجا هیچ دیدار

1515

ز تن بگذر‌، برو در عالم جان

که حالی جان رسد آنجا به جانان

1616

تنت آنجا به کلی فقد گردد

بهشت نسیه حالی نقد گردد

1717

بهشتی نه که می‌جویند هر کس

بهشتی کاندرو حق باشد و بس

1818

بهشت عامیان پر نان و آب‌ست

به صورت آدمی لیکن دواب است

1919

که جان آدمی زنده به علم است

کدامین علم انکش بار حلم است

2020

مسلمانی که این ایمان ندارد

تنی دارد ولیکن جان ندارد

2121

کسی کز چشم دل گشته است اعمی

وی از اموات می‌دان نی ز احیا

2222

حیات عاریت را نیست مقدار

حیات اصلی از مردی به دست آر

2323

مرا زین کشف سرّ این بود مقصود

که بنمایم مقام پاک محمود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به نام آن که اول کرد و آخر

به نام آن که باطن کرد و ظاهر

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 1 - بسم الله الرحمن الرحیم

اگلی نظم

چه نیکو گفت آن پیر سخندان

بدان عامی سرگردان و حیران

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 3 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور