صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »کنز الحقایق
  3. »بخش 26 - التعظیم لامر الله و الشفقه علی خلق الله

بخش 26 - التعظیم لامر الله و الشفقه علی خلق الله

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به جان تعظیم امر حق به جا آر

بدل بر خلق شفقت نیز می‌دار

22

شریعت ورز کان تعظیم امر است

که شفقت نیکوی با زید و عمرو است

33

برای خود به امرش کار می‌کن

مسلمانی خود اظهار می‌کن

44

هر آنچت گفت حق کلی به جا آر

نه بهر نفس خود بهر خدا آر

55

که تعظیم آن بود کان را کنی کار

نداری کار او بر جان خود بار

66

رها کن بوالفضولی و هوس را

مرنج از کس مرنجان نیز کس را

77

به ناخوانده مشو مهمان مردم

منه باری ز خود بر جان مردم

88

وگر آیند مهمانان به ناگاه

گرامی دا و عذرش نیز می‌خواه

99

وگر داری تو وامی باز ده زود

کز این رو شد خدا و خلق خشنود

1010

مده وام ار دهی دیگر مخواهش

به سختی تقاضا جان مکاهش

1111

مگو درد دلت با خلق بسیار

وگر گویند با تو گوش می‌دار

1212

ز کس چیزی مخواه و گر بخواهند

بده گر باشدت هرچند کاهند

1313

مگو غیب کسان ور زانکه ایشان

کنندت عیب کمتر شو پریشان

1414

مکن غیبت وگر گویند مشنو

چو می‌دانی تفاوت نیست یک جو

1515

منه بهتان که آن جرمی عظیمست

مزن بر روی کودک چون یتیم است

1616

یتیمان را پدر باش و برادر

بدان حق پدر با حق مادر

1717

ضعیفان را فرو مگذار در راه

که افتد اینچنین بسیار در راه

1818

مکن با دیگری کاری که آنت

اگر با تو کنند باشد گرانت

1919

مکن بهر طمع با کس نکوئی

که رنجور است مطمع از دو روئی

2020

بدان تعظیمت افشای سلام است

یقین دان شفقتت بذل طعام است

2121

چو کردی با کسی احسان نعمت

بر او منت منه زو دار منت

2222

دگر گر با کسی کردی نکوئی

نباشد نیکوئی چون باز گوئی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یقین دان رزق جان از علم و دین است

نباشد جز به سعی انسان یقین است

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 25 - در تحقیق رزق

اگلی نظم

دو چشمست آدمی را بی ضرورت

برای دیدن معنی و صورت

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 27 - در تحقیق عیسی و دجال

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور