صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »کنز الحقایق
  3. »بخش 25 - در تحقیق رزق

بخش 25 - در تحقیق رزق

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یقین دان رزق جان از علم و دین است

نباشد جز به سعی انسان یقین است

22

تن از دنیا و رزق او طعام است

دل از عقبی طعام او کلام است

33

به رزق تن شدی عمری گرفتار

چو خواهی عمر رزق جان به دست آر

44

به جان از طالبان علم و دین شو

اگر اینجا نیست سوی شهر چنین شو

55

چنان کاین رزق تن از نان و آبست

حقیقت رزق جان از علم کتابست

66

به حکمت گر بخوانی آن کتابت

یقین آن بس بود روز حسابت

77

و ما من دابه فی الارض گفته است

نه بر من هست رزق فرض گفته‌ست

88

مگر باور نمی‌داری ز حق آن

که می‌سوزی به جان از بهر یک نان

99

مکن از بهر خوردن خلق‌سوزی

که با روز تو خواهد بود روزی

1010

مرو چندان به دنبال نواله

طلب آن کن که با تو شد حواله

1111

تو را گفته است رزق جان به دست آر

که رزق تن آید به خروار

1212

تو را چون پادشا بر خوان نشاند

گرسنه بر در اسیت نماند

1313

توکل بر خدا باید همیشه

نه بر تیر و کمان و کار و پیشه

1414

به صنعت هر کسی دارد امیدی

نباشد بر خداشان اعتمیدی

1515

به خلاقیش جمله خلق دانند

ولی رزاقیش را در گمانند

1616

هر آن کس را که باشد عقل داند

چو جانت داد بی روزی نماند

1717

چو جانت داد بر تن کرد فیروز

معین کرد زرق تن همان روز

1818

به تن می‌خور همیشه آب و نان را

به جان می‌جوی علم خاص جان را

1919

چو بشناسی که‌ای و از کجائی

بدانی عاقبت سر خدائی

2020

مرا زان شمه معلوم گشته است

سوی الله این دمم مفهوم گشته است

2121

به هر جائی که هستم در شب و روز

همی گویم به آه گرم و دلسوز

2222

خداوندا دلی بخش این گدا را

که اندر وی نبیند جز خدا را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر تو خوی خوش داری به هر کار

از آن خویت بهشت آید پدیدار

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 24 - در تحقیق بهشت و دوزخ

اگلی نظم

به جان تعظیم امر حق به جا آر

بدل بر خلق شفقت نیز می‌دار

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 26 - التعظیم لامر الله و الشفقه علی خلق الله

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور