صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »کنز الحقایق
  3. »بخش 24 - در تحقیق بهشت و دوزخ

بخش 24 - در تحقیق بهشت و دوزخ

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

اگر تو خوی خوش داری به هر کار

از آن خویت بهشت آید پدیدار

22

وگر خوی بدت اندر رباید

از آن جز دوزخت خیری نیاید

33

چو دانستی که خوی خوش بهشت است

همانا خوی بد کفر است و زشت است

44

بهشت و دوزخ زیر زبان دان

بهشتست سود و دوزخ را زیان دان

55

بهشت خود به خود می‌ساز اینجا

که چون رفتی نیائی باز اینجا

66

بیا بشنو حدیث نیکمردان

به دانش خوی بد را نیک گردان

77

بهشت صورت ار چه دلپذیر است

به نسبت با حقیقت زمهریر است

88

مشو شاد از بهشت و نعمت او

مترس از دوزخ و از نغمت او

99

چو صدیقان ز هر دو گرد آزاد

بجز در بندگی حق مشو شاد

1010

تو حق را بندگی چون بندگان کن

چو استحقاق آن داری به جان کن

1111

بلا را همچو مردان شو خریدار

که قوت اولیا را نیست هموار

1212

بهشت اندر مثل چون مطبخی دان

که باشد اندر او مرغان بریان

1313

بهشت پر طعام از بهر عام است

تو عامی میل تو سوی طعام است

1414

به دنیا خوردن و در آخرت هم

چو بی خوردن نخواهی عمر یک دم

1515

بجز خوردن اگر چیزی نخواهی

مرنج از من اگر گویم تباهی

1616

که حیوانی نه انسانی به مقدار

که میلت نیست جز سوی علفزار

1717

اگر طاعت برای آن کنی تو

که یابی مرغ خود بریان کنی تو

1818

بهشت خاص بی ذوق و طعام است

که ذوق جان به حق ما لا کلام است

1919

اگر طاعت تو را بهر نعیم است

نه بهر حق جزای آن جحیم است

2020

هر آنکس را که باشد عقل همراه

نجوید مطبخ الا حضرت شاه

2121

بدان خوبی جمال دوست حاضر

به هر حالی که هستی بر تو ناظر

2222

نشان ابلهی چیزی دگر نیست

که مطبخ جوئی و زانت خبر نیست

2323

به نزد تو اگر خوردن بهشت است

پس این دنیا بهشت است و چه زشتست

2424

تو را با آخرت کاری نباشد

وزان بر جان تو باری نباشد

2525

بهشت و دوزخت خود هست موجود

که بشناسی به معنی گفت محمود

2626

به صورت چون تنت خورد این جهان را

به دست آوری به معنی ذوق جان را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو دنیا مومنان را هست زندان

مشو ساکن درین زندان چو رندان

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 23 - در تحقیق الدنیا سجن المؤمن

اگلی نظم

یقین دان رزق جان از علم و دین است

نباشد جز به سعی انسان یقین است

شیخ محمود شبستری»کنز الحقایق»بخش 25 - در تحقیق رزق

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور