صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »گلشن راز
  3. »بخش 51 - اشارت به چشم و لب

بخش 51 - اشارت به چشم و لب

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نگر کز چشم شاهد چیست پیدا

رعایت کن لوازم را بدینجا

22

ز چشمش خاست بیماری و مستی

ز لعلش گشت پیدا عین هستی

33

ز چشم اوست دلها مست و مخمور

ز لعل اوست جانها جمله مستور

44

ز چشم او همه دلها جگرخوار

لب لعلش شفای جان بیمار

55

به چشمش گرچه عالم در نیاید

لبش هر ساعتی لطفی نماید

66

دمی از مردمی دلها نوازد

دمی بیچارگان را چاره سازد

77

به شوخی جان دمد در آب و در خاک

به دم دادن زند آتش بر افلاک

88

از او هر غمزه دام و دانه‌ای شد

وز او هر گوشه‌ای میخانه‌ای شد

99

ز غمزه می‌دهد هستی به غارت

به بوسه می‌کند بازش عمارت

1010

ز چشمش خون ما در جوش دائم

ز لعلش جان ما مدهوش دائم

1111

به غمزه چشم او دل می‌رباید

به عشوه لعل او جان می‌فزاید

1212

چو از چشم و لبش جویی کناری

مر این گوید که نه آن گوید آری

1313

ز غمزه عالمی را کار سازد

به بوسه هر زمان جان می‌نوازد

1414

از او یک غمزه و جان دادن از ما

وز او یک بوسه و استادن از ما

1515

ز «لمح بالبصر» شد حشر عالم

ز نفخ روح پیدا گشت آدم

1616

چو از چشم و لبش اندیشه کردند

جهانی می‌پرستی پیشه کردند

1717

نیاید در دو چشمش جمله هستی

در او چون آید آخر خواب و مستی

1818

وجود ما همه مستی است یا خواب

چه نسبت خاک را با رب ارباب

1919

خرد دارد از این صد گونه اشگفت

که «ولتصنع علی عینی» چرا گفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر آن چیزی که در عالم عیان است

چو عکسی ز آفتاب آن جهان است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 50 - جواب

اگلی نظم

حدیث زلف جانان بس دراز است

چه می‌پرسی از او کان جای راز است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 52 - اشارت به زلف

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور