صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »گلشن راز
  3. »بخش 50 - جواب

بخش 50 - جواب

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

هر آن چیزی که در عالم عیان است

چو عکسی ز آفتاب آن جهان است

2

جهان چون زلف و خط و خال و ابروست

که هر چیزی به جای خویش نیکوست

3

تجلی گه جمال و گه جلال است

رخ و زلف آن معانی را مثال است

4

صفات حق تعالی لطف و قهر است

رخ و زلف بتان را زان دو بهر است

5

چو محسوس آمد این الفاظ مسموع

نخست از بهر محسوس است موضوع

6

ندارد عالم معنی نهایت

کجا بیند مر او را لفظ غایت

7

هر آن معنی که شد از ذوق پیدا

کجا تعبیر لفظی یابد او را

8

چو اهل دل کند تفسیر معنی

به مانندی کند تعبیر معنی

9

که محسوسات از آن عالم چو سایه است

که این چون طفل و آن مانند دایه است

10

به نزد من خود الفاظ مأوّل

بر آن معنی فتاد از وضع اول

11

به محسوسات خاص از عرف عام است

چه داند عام کان معنی کدام است

12

نظر چون در جهان عقل کردند

از آنجا لفظها را نقل کردند

13

تناسب را رعایت کرد عاقل

چو سوی لفظ معنی گشت نازل

14

ولی تشبیه کلی نیست ممکن

ز جست و جوی آن می‌باش ساکن

15

بدین معنی کسی را بر تو دق نیست

که صاحب مذهب اینجا غیر حق نیست

16

ولی تا با خودی زنهار زنهار

عبارات شریعت را نگه‌دار

17

که رخصت اهل دل را در سه حال است

فنا و سکر و آن دیگر دلال است

18

هر آن کس کو شناسد این سه حالت

بداند وضع الفاظ و دلالت

19

تو را گر نیست احوال مواجید

مشو کافر ز نادانی به تقلید

20

مجازی نیست احوال حقیقت

نه هر کس یابد اسرار طریقت

21

گزاف ای دوست ناید ز اهل تحقیق

مر این را کشف باید یا که تصدیق

22

بگفتم وضع الفاظ و معانی

تو را سربسته گر خواهی بدانی

23

نظر کن در معانی سوی غایت

لوازم را یکایک کن رعایت

24

به وجه خاص از آن تشبیه می‌کن

ز دیگر وجه‌ها تنزیه می‌کن

25

چو شد این قاعده یک سر مقرر

نمایم زان مثالی چند دیگر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه خواهد اهل معنی زان عبارت

که سوی چشم و لب دارد اشارت

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 49 - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان

اگلی نظم

نگر کز چشم شاهد چیست پیدا

رعایت کن لوازم را بدینجا

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 51 - اشارت به چشم و لب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور