صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »گلشن راز
  3. »بخش 52 - اشارت به زلف

بخش 52 - اشارت به زلف

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

حدیث زلف جانان بس دراز است

چه می‌پرسی از او کان جای راز است

2

مپرس از من حدیث زلف پرچین

مجنبانید زنجیر مجانین

3

ز قدش راستی گفتم سخن دوش

سر زلفش مرا گفتا فروپوش

4

کژی بر راستی زو گشت غالب

وز او در پیچش آمد راه طالب

5

همه دلها از او گشته مسلسل

همه جانها از او بوده مقلقل

6

معلق صد هزاران دل ز هر سو

نشد یک دل برون از حلقهٔ او

7

گر او زلفین مشکین برفشاند

به عالم در یکی کافر نماند

8

وگر بگذاردش پیوسته ساکن

نماند در جهان یک نفس مؤمن

9

چو دام فتنه می‌شد چنبر او

به شوخی باز کرد از تن سر او

10

اگر ببریده شد زلفش چه غم بود

که گر شب کم شد اندر روز افزود

11

چو او بر کاروان عقل ره زد

به دست خویشتن بر وی گره زد

12

نیابد زلف او یک لحظه آرام

گهی بام آورد گاهی کند شام

13

ز روی و زلف خود صد روز و شب کرد

بسی بازیچه‌های بوالعجب کرد

14

گل آدم در آن دم شد مخمر

که دادش بوی آن زلف معطر

15

دل ما دارد از زلفش نشانی

که خود ساکن نمی‌گردد زمانی

16

از او هر لحظه کار از سر گرفتم

ز جان خویشتن دل برگرفتم

17

از آن گردد دل از زلفش مشوش

که از رویش دلی دارد بر آتش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگر کز چشم شاهد چیست پیدا

رعایت کن لوازم را بدینجا

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 51 - اشارت به چشم و لب

اگلی نظم

رخ اینجا مظهر حسن خدایی است

مراد از خط جناب کبریایی است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 53 - اشارت به رخ و خط

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور