صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »گلشن راز
  3. »بخش 41 - قاعده در بیان اقسام فضیلت

بخش 41 - قاعده در بیان اقسام فضیلت

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

اصول خلق نیک آمد عدالت

پس از وی حکمت و عفت شجاعت

2

حکیمی راست گفتار است و کردار

کسی کو متصف گردد بدین چار

3

به حکمت باشدش جان و دل آگه

نه گربز باشد و نه نیز ابله

4

به عفت شهوت خود کرده مستور

شره همچون خمود از وی شده دور

5

شجاع و صافی از ذل و تکبر

مبرا ذاتش از جبن و تهور

6

عدالت چون شعار ذات او شد

ندارد ظلم از آن خلقش نکو شد

7

همه اخلاق نیکو در میانه است

که از افراط و تفریطش کرانه است

8

میانه چون صراط مستقیم است

ز هر دو جانبش قعر جحیم است

9

به باریکی و تیزی موی و شمشیر

نه روی گشتن و بودن بر او دیر

10

عدالت چون یکی دارد ز اضداد

همی هفت آمد این اضداد ز اعداد

11

به زیر هر عدد سری نهفت است

از آن درهای دوزخ نیز هفت است

12

چنان کز ظلم شد دوزخ مهیا

بهشت آمد همیشه عدل را جا

13

جزای عدل، نور و رحمت آمد

سزای ظلم، لعن و ظلمت آمد

14

ظهور نیکویی در اعتدال است

عدالت جسم را اقصی کمال است

15

مرکب چون شود مانند یک چیز

ز اجزا دور گردد فعل و تمییز

16

بسیط الذات را مانند گردد

میان این و آن پیوند گردد

17

نه پیوندی که از ترکیب اجزاست

که روح از وصف جسمیت مبراست

18

چو آب و گل شود یکباره صافی

رسد از حق بدو روح اضافی

19

چو یابد تسویت اجزای ارکان

در او گیرد فروغ عالم جان

20

شعاع جان سوی تن وقت تعدیل

چو خورشید و زمین آمد به تمثیل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنیدم من که اندر ماهِ نیسان

صدف بالا رود از قعرِ عمّان

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 40 - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنی

اگلی نظم

اگرچه خور به چرخ چارمین است

شعاعش نور و تدبیر زمین است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 42 - تمثیل در بیان نکاح معنوی جسم با جان یا صورت با معنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور