صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 24 - فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات

بخش 24 - فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شوی خود را زنی بدید دژم

تنگ دل شد به شوی گفت این غم

2

گر برای منست بادی شاد

ور برای دل است پیشت باد

3

از پی نان مریز آب از روی

بوحبیشی ز بوغیاث مجوی

4

آبروی از برای نان برود

طمع نان بود که جان برود

5

چون نه نیکی نه قابل نیکی

تو و کاکا و کوکو و کی کی

6

زهد عیسی و حرص قارون بین

گفته در شأن آن و در حق این

7

و رفعنا به نردبان نیاز

فخسفنا ز سر نشیبی آز

8

آن به زهد آسمان گرفته به ناز

وین شده خاک خورده از پی آز

9

عقل و جان گفته از پی زر و سیم

انّ ربّی بکیدهّن علیم

10

آفت آدمی ز دنیی دان

راحت جان و تن ز عقبی دان

11

مرد خرسند میر کوی بود

که طمع زنگ آب روی بود

12

در نگر بی‌مزاج و خاطر دون

زین دو معنی به عیسی و قارون

13

قصّهٔ یوسف ار ندانی تو

چون ز قرآن همی نخوانی تو

14

چون ز زن بود آفت و المش

راند قرآن به کام او قلمش

15

مرد دنیی کرامتی نبود

قیمتی جز قیامتی نبود

16

گر ترا خشم و آز بگذارد

بر زمین موری از تو نازارد

17

ار چنانی مبارکت باد آن

ورنه این کن وزو جهان بستان

18

ورنه از حرص گندمی پی خورد

گرد خود همچو آسیا می‌گرد

19

حرص را بر نه از قناعت بند

وانگه از دور او گری و تو خند

20

باب نسیان تمام گشت سخن

سخن آرم ز دوست و ز دشمن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چکنی در کنار مادر خو

آخر ای نازنین کم از دو دو

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 23 - فی ترک العادة بالمجاهدة

اگلی نظم

مردم از زیرکان دژم نشود

مهر کز عقل بود کم نشود

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 25 - فصل فی‌الحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور