صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 53 - قصهٔ قیس‌بن عاصم رضی‌الله عنه

بخش 53 - قصهٔ قیس‌بن عاصم رضی‌الله عنه

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

آن زمان کز خدای نزد رسول

حکم من ذاالذی نمود نزول

22

هرکسی آنقدر که دست رسید

پیش مهتر کشید و سر نکشید

33

گوهر و زر ستور و بنده و مال

هرچه در وسع بودشان در حال

44

قیس عاصم ضعیف حالی بود

که نکردی طلب ز دنیا سود

55

رفت در خانه با عیال بگفت

زانچه بشنید هیچیک ننهفت

66

کاینچنین آیت آمده است امروز

خیز و ما را در انتظار مسوز

77

آنچه در خانه حاضر است بیار

تا کنم پیش سیّد آن ایثار

88

گفت زن چیز نیست در خانه

تو نه‌ای زین سرای بیگانه

99

گفتش آخر بجوی آن مقدار

هرچه یابی سبک به نزد من آر

1010

رفت و خانه بجُست بسیاری

تا برآید مگر ورا کاری

1111

یافت در خانه صاعی از خرما

دقل و خشک گشته تا بنوا

1212

پیش قیس آورید زن در حال

گفت زین بیش نیست مارا مال

1313

قیس خرما به آستین در کرد

شادمانه برِ رسول آورد

1414

چون درون رفت قیس در مسجد

نز سرِ هزل بلکه از سرِ جد

1515

گفت با وی منافقی بدکار

تا چه آورده‌ای سبک پیش آر

1616

گوهر است این متاع یا زر و سیم

پیش مهتر چه می‌کنی تسلیم

1717

زان سخن قیس گشت خوار و خجل

بنگر تا چه آمدش حاصل

1818

رفت و در گوشه‌ای به غم بنشست

بر نهاده ز شرم دست به دست

1919

آمد از سِدره جبرئیل امین

گفت کای سیّد زمان و زمین

2020

مرد را اندر انتظار مدار

وآنچه آورده است خوار مدار

2121

مصطفی را ز حال کرد آگاه

یلمزون المطوّعین ناگاه

2222

مرد را انتظار چون دارند

ملکوت آمده به نظّارند

2323

زلزله اوفتاده در ملکوت

نیست جای قرار و جای سکوت

2424

حق تعالی چنین همی گوید

دل او را به لطف می‌جوید

2525

کای سرافراز، وی گزیده رسول

اینقدر زود کن ز قیس قبول

2626

که به نزد من این دقل بعیان

بهتر از زرّ و گوهر دگران

2727

زو پذیرفتم این متاع قلیل

زانکه دستش رسید نیست بخیل

2828

از همه چیزهای بگزیده

هست جهدالمقل پسندیده

2929

قیس را زان سبب برآمد کار

زان منافق به فعل بد گفتار

3030

گشت رسوا منافق اندر حال

قیس را کار گشت از آن به کمال

3131

تا بدانی که هرکه پیش آمد

هم برآنسان که بود بیش آمد

3232

با خدای آنکه تو دو دل باشد

از همه فعل خود خجل باشد

3333

راستی بهتر از همه کاری

خوانده باشی تو اینقدر باری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرچه داری برای حق بگذار

کز گدایان ظریفتر ایثار

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 52 - اندر ایثار

اگلی نظم

در جهان یک زیان چو سودِ تو نیست

هیچ حبس ابد چو بودِِّ تو نیست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 54 - فی الاتحاد

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور