صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 52 - اندر ایثار

بخش 52 - اندر ایثار

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

هرچه داری برای حق بگذار

کز گدایان ظریفتر ایثار

22

جان و دل بذل کن کز آب و ز گِل

بهتر از جودهاست جهد مُقل

33

سیّد و سرفراز آلِ عبا

یافت تشریف سورة هل اتی

44

زان سه قرص جوین بی‌مقدار

یافت در پیش حق چنین بازار

55

خیز و بگذار دنیی دون را

تا بیابی خدای بیچون را

66

درمی صدقه از کف درویش

از هزار توانگر آمد بیش

77

زانکه درویش را دلی ریش است

از دل ریش صدقه زان بیش است

88

به توانگر تو آن نگر که دلش

هست تاریک و تیره همچو گِلش

99

گل درویش صفوت ازلیست

دل او کیمیای لم یزلیست

1010

بشنو تا چه گفت فضل آله

با که گویم که نیست یک همراه

1111

با شهنشاه و خواجهٔ لولاک

گفت لا تعد عنهم عیناک

1212

از تن و جان عقل و دل بگذر

در ره او دلی به دست آور

1313

صورت و وصف و عین درمانند

آن رحم این مشیمه آن فرزند

1414

صورتت پردهٔ صفات بود

صفتت سدّ عین ذات بود

1515

هرچه آن نقش علم و معرفتست

دان که آن کفر عالِم صفتست

1616

این چو مصباح روشن اندر ذات

وان دو همچو زجاجه و مشکات

1717

تا نگشتی در آن گذرگه تنگ

با دو روحی و لعبت یکرنگ

1818

تا بُوَد نسل آدمی بر جای

هست آراسته ورا دو سرای

1919

تا در این خاکدان نبیند رنج

نرسد زان سرای بر سر گنج

2020

این سرای از برای رنج و نیاز

وان سرای از برای نعمت و ناز

2121

آدمی چون نهاد سر در خواب

خیمهٔ او شود گسسته طناب

2222

از تو پرسم که علم و حکمت و شرع

وارث آیی همی به اصل و به فرع

2323

دین ز صورت همیشه بگریزد

تا ز بد مرد را بپرهیزد

2424

یک جوابم بده ز روی صواب

گر نه‌ای مرده یا نه‌ای در خواب

2525

چون ترا بر نهاد خود نفس است

از تو او مر ترا عوض نه بس است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

علّت روز و شب خور است و زمین

چون گذشتی نه آنت ماند و نه این

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 51 - فی تناقض الدارین

اگلی نظم

آن زمان کز خدای نزد رسول

حکم من ذاالذی نمود نزول

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 53 - قصهٔ قیس‌بن عاصم رضی‌الله عنه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور