صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 43 - اندر مذمّت بددلی و بددل

بخش 43 - اندر مذمّت بددلی و بددل

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مثلست این که در عذابکده

حد زده به بُوَد که بیم زده

2

مرد را بیمِ جان ز زخم بتر

وز دگر زخم تیر و تیغ و تبر

3

مرد را ار اجل کند تاسه

مرگ با بددلست هم کاسه

4

چون به حکم اجل نگرویدند

درزخِ نقد بددلان دیدند

5

اندر آن صف که زور دارد سود

مرد را مرغ دل نباید بود

6

غم ناآمده خورَد بددل

زان به جز غم نیایدش حاصل

7

لقمه با بیم دل زند آهو

زان ندارد نه دنبه نه پهلو

8

مرد کو روز رزم بی‌مایه‌ست

دامن خیمه بهترین دایه‌ست

9

هر جوان را که شد به جنگ فراز

بهترین عدّتیست عمر دراز

10

مرد بی‌دست و پای جوشن‌دار

همچو ماهی بُوَد به خشک و به غار

11

تیغ با مرد مایه و برگست

دل ده‌رای سایهٔ مرگست

12

هرکه در جنگ بد دل و غمرست

سپر و جوشنش دوم عمرست

13

درقه جز باجبان مسلّم نیست

تیغ را جز شجاع محرم نیست

14

تیغ در خورد مرد مردانه است

وز جبان تیغِ تیز بیگانه است

15

مرد را آهنین زره گره است

اجل نامده قوی زره است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن بنشنیده‌ای که در راهی

آن مخنّث چه گفت با داهی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 42 - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبی

اگلی نظم

از زره بود پشتِ حیدر فرد

کرد خصمش سؤال گفتا مرد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 44 - حکایت در شجاعت و غیرت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور