صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 65 - در دنیا نابودن به که بودن

بخش 65 - در دنیا نابودن به که بودن

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یک جهانند زیر این افلاک

کام پر زهر و خانه پر تریاک

2

تا دلت زیر چرخ گردانست

هرچه زی تو بدست نیک آنست

3

برگذر زین سرای هزل و هوس

پای طاوس ساز و مهد مگس

4

آدمی زیر طبع کی شاید

چار حمّال مرده را باید

5

دل اگر میل سوی خود کردی

داد کم کرده خوی دد کردی

6

کس ندیدی چنو یکی غمّاز

گرچه زر سوی او نمودی راز

7

کم نشین تا مقامر و غمّاز

که برهنه‌ات کنند همچون راز

8

گرچه خود نیست در سرای مجاز

خام دست و دغا ده و کم باز

9

ای بسا رنگهای او دیده

پس غرورش به جهل بخریده

10

با غرورش مباش هیچ قرین

که برهنه‌ت کنند ز دولت و دین

11

چار طبع اندرین دو رکن و سه حد

ز اوّل کار تا به روز لحد

12

کرم را از ظهور نبود بود

که بسوزد ولیک نبود دود

13

منهیان تواند چون تُندر

کشتی خشک‌روتر از استر

14

یا ز خود یاد باش یا زو باش

بکند هم سزاش روزی باش

15

این همه خواجگان گربه طبع

که سگ نفس را شدند تبع

16

چون حباب ارچه زاب دلشادند

زود میرند از آنکه پر بادند

17

عمر کز سعی باد باشد و آب

سخت کوته بُوَد چو عمر حباب

18

عمر دین است تا ابد همراه

که اجل سوی او ندارد راه

19

عمر آنکس که پاس خود دارد

بر هنر پاسبان خرد دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دست دین کن به علم و عدل قوی

چون سگ پای سوخته چه دوی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 64 - فی‌التفکّر والمراقبة فی احوال التصوّف

اگلی نظم

تو به گوهر ورای دو جهانی

چکنم قدرِ خود نمی‌دانی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 66 - اندر صفت صورت عالم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور