صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 32 - اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات

بخش 32 - اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سبب خشم و شهوت از لقمه‌ست

آفت ذهن و فطنت از لقمه‌ست

22

مرد شهوت‌پرست را در خیم

بتر از بت‌پرست خواند حکیم

33

بندهٔ بطن و لذّت و شهوات

بتر از بندهٔ عزی و منات

44

کین ز خوف از بدی نسازد ساز

و آن ز شهوت به بد گراید باز

55

خشم و شهوت خصال حیوانست

علم و حکمت کمال انسانست

66

تو به گوهر خلیفه‌ای ز خدای

بر خری و سگی فرود میای

77

تا تو از خشم و آرزو مستی

به خدای ار تو آدمی هستی

88

کرده‌ای با دل و جگر درهم

خشم ابلیس و شهوت آدم

99

زین دو قوّت به گاه کام و نبرد

به سباع و بهیمه ماند مرد

1010

عفّت و حلم آلت خردند

شهوت و خشم آفت خردند

1111

نوم و یَقظت که دید در یک مرد

زانکه اضداد جمع نتوان کرد

1212

یا بُوَد خفته یا بُوَد بیدار

هر دو در یک سویعه چشم مدار

1313

سر به حکم خدای خویش درآر

تا مگر آدمی شوی یک بار

1414

ای ز شهوت طغار آلوده

زیردست چهار زن بوده

1515

خشم و شهوت به زیر پای درآر

آرزو را در آرزو بگذار

1616

ای مقیم از دو دیو دیوانه

شهوت حیز و خشم مردانه

1717

همچو ارّهٔ دو سر دو ناخوش خوی

آنت زین سو کشد و این زان سوی

1818

این کند لطف لیک با تلبیس

وآن کند کبر لیک چون ابلیس

1919

پسر خواجهٔ همه حیوان

زشت باشد غلام جامه و نان

2020

چون ترا نیست بر خوای وثوق

نیست جانت به رزق او مرزوق

2121

مر ترا این نیاز نیست کند

دل و جان تو آز نیست کند

2222

غافل از کردگار و از کارش

کرده‌ای اختیار آزارش

2323

آنچه گفته مکن بکرده همه

وآنچه گفته مخور بخورده همه

2424

ناشنیده ز منهی گردون

آیتِ الرّجال قوّامون

2525

مرد خوی بدِ زنان چه کند

پنبه و دوک و دوکدان چکند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تنت از چرخ و طبع دارد ساز

این و آن ساز خویش خواهد باز

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 31 - در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود

اگلی نظم

تا تو زین منزل آدمی نروی

دان که اندر گو سقر گروی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 33 - اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرون

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور