صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 15 - اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید

بخش 15 - اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در جهانی چه بایدت بودن

که به پنگان توانش پیمودن

22

چیست دنیا سرای آفت و شر

چون کلیدان زاولی به دو در

33

هست چون مار گَرزه دولت دهر

نرم و رنگین و از درون پر زهر

44

طفل چون زهر مار کم داند

نقش او را تتی تتی خواند

55

همه اندرز من به تو این است

که تو طفلی و خانه رنگین است

66

در غرورش توانگر و درویش

شاد همچون خیال گنج اندیش

77

تو که در بند او گرفتاری

می‌کش از بهر او چنین خواری

88

تو به امیّد فخر و روزبهی

از همه ناکسان دهر کِهی

99

نیست با وی وفا و معنی یار

دیده و آزموده‌ای بسیار

1010

جهل خس را پیامبری ندهد

آز کس را توانگری ندهد

1111

آز چون آتشست و تن چو حطب

ز آتش و نی موافقت مطلب

1212

آز چون آتش است تن هیزم

آب و آتش به هم چه آمیزم

1313

آز بسیار خوار و مستحلست

پادشا صورت و گدای دلست

1414

چون سرابیست آز تشنه فریب

همچو سیلیست آز رخ بنشیب

1515

خوردنش را چو کرد تشنه بسیچ

چون بدو در رسد نباشد هیچ

1616

هست چون معدهٔ معاویه آز

که به خاک از تو دست دارد باز

1717

آتشی را که دیو جنباند

ایزدش جز به خاک ننشاند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زهد ورزی برای مُرداری

پس چه گویی که من کیم باری

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 14 - اندر زهد ریایی

اگلی نظم

حرص بگذار و ز آز دست بدار

حرص و آزست مایهٔ تیمار

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 16 - در نکوهش حرص گوید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور