صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 12 - در نکوهش این جهان

بخش 12 - در نکوهش این جهان

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

اینکه اقلیم بیم و امیدست

خود یکی روزه راه خورشیدست

2

اینک امروز ربع مسکونست

قطره‌ای از هزار جیحونست

3

هیچ نادیده عالم معنی

معرفت را چرا کنی دعوی

4

تو ز طاوس پای دیدستی

نام اقلیمها شنیدستی

5

ز رزی دانهٔ عنب دیدی

مهرهٔ بوالعجب به شب دیدی

6

بازی روز و شب به انبازی

هست پیش تو همچو شب بازی

7

شیر گرمابه دیده از نقاش

باش تا شیر بیشه بینی باش

8

تو که این را چو جان نگه داری

گاه از آن عقل را بیازاری

9

نبود مر ترا بهی و مهی

با دلی پر ز حرص و دست تهی

10

برکه خندند ساکنان اثیر

کز تو با گریه ماند گوز و پنیر

11

گوز مر خرس حرص را بگذار

وین پنیر بدت به گربه سپار

12

که اگر با تو دم زند هوست

کند از جور چرخ در قفست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در جهانی که عقل و ایمانست

مردن جسم زادن جانست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 11 - در بقا و فنای جسم و جان گوید

اگلی نظم

مرغ و حور از بهشت ابدانست

حکمت و دین بهشت یزدانست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 13 - اندر طلب بهشت به سالوسی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور