صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 9 - فصل اندر درجات

بخش 9 - فصل اندر درجات

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

جانت را دوزخ آشیانه مکن

خاطرت را محالْ خانه مکن

2

گرد بیهوده و محال مگرد

بر در خانهٔ خیال مگرد

3

از خیال محال دست بدار

تا بدان بارگه بیابی بار

4

اندرین بحر بیکرانه چو غوک

دست و پایی بزن چه دانم بوک

5

کان سرای بقا برای تو است

وین سرای فنا نه جای تو است

6

آن سرای بقا تراست مُعد

یوم بگذار و جان کن از پی غَد

7

در جهان زشت و نیکو و چپ و راست

ناخلف زادگان آدم راست

8

پایه بسیار سوی بام بلند

تو به یک پایه چون شوی خرسند

9

پایهٔ اول اندرو حلم است

کو به تحقیق خواجهٔ علم است

10

جمع کردی بر اوّلین پایه

خرد و جان و صورت و مایه

11

تو حقیقت بدان که در عالم

از برای نتیجهٔ آدم

12

نیست از بهر آسمان ازل

نردبان پایه به ز علم و عمل

13

بهر بالا و شیب منزل را

حکمت جان قوی کند دل را

14

اندرین راه اگرچه آن نکنی

دست و پایی بزن زیان نکنی

15

هرکه او تخم کاهلی دارد

کاهلی کافریش بار آرد

16

هرکه با جهل و کاهلی پیوست

پایش از جای رفت و کار از دست

17

بتر از کاهلی ندانم چیز

کاهلی کرد رستمان را حیز

18

از پی کارت آفریدستند

جامهٔ خلقتت بریدستند

19

تو به خلقان چرا شوی قانع

چون نگردی بدان حلل طامع

20

دو دو عالم یکی کند صادق

سه سه منزل یکی کند عاشق

21

ملک و ملک از کجا به دست آری

چون مهی شست روز بیکاری

22

روز بیکاری و شب آسانی

نرسی بر سریر ساسانی

23

تاج و تخت ملوک بی‌نم میغ

دستهٔ گرز دان و قبضهٔ تیغ

24

از پی سیم و طعمهٔ گردون

پیش مشتی خسیس ناکس دون

25

کیسهٔ پر مدوز و پرده مدر

کاسه را بر ملیس و عشوه مخر

26

علم داری به حلم باش چو کوه

مشو از نائبات دهر ستوه

27

علم بی‌حلم شمع بی‌نور است

هردو باهم چو شهد زنبور است

28

شهد بی‌موم رمز احرار است

موم بی‌شهد بابت نار است

29

برگذر زین سرای کون و فساد

ببر از مبدأ و برو به معاد

30

کاندرین خاک تودهٔ بی‌آب

آتش باد پیکر است سراب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

راد مردی ز غافلی پرسید

چون ورا سخت جلف و جاهل دید

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 8 - التمثیل فی اصحاب تمنّی السوء

اگلی نظم

هرکه را عون حق حصار شود

عنکبوتیش پرده‌دار شود

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 10 - فی الحفظ و المراقبة

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور