صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 34 - در عدل نمودن و ظلم کردن

بخش 34 - در عدل نمودن و ظلم کردن

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دولت اکنون ز امن و عدل جداست

هرکه ظالم‌تراست ملک او راست

22

گر همی ملک جاودان خواهی

زیر فرمان خود جهان خواهی

33

باش چون آفتاب ناغمّاز

به زبان کوته و به تیغ دراز

44

عشرت آمد که می‌گزین مگزین

ظفر آمد که بر نشین منشین

55

از مخالف بشوی در یک دم

هم به خون مخالفان عالم

66

چون عُمر نفس را به کار درآر

چون علی حرص را به دار برآر

77

نفس با حرص هردو دشمن دان

خویشتن را ز ننگشان برهان

88

حرص را شربت هلاهل ده

نفس را همچو مرده در گل نه

99

عدل را تازه بیخ کن برگاه

ظلم را چار میخ کن در چاه

1010

سیرت عدل صورت هنرست

صورت بخل گزدم جگرست

1111

سیرت ظلم شه بتر ز کنشت

صورت عدل شاه به ز بهشت

1212

شرع خشکست اشک میغش ده

کفر تشنه است آب تیغش ده

1313

تیغ مردان چو دست زن نبود

مملکت را روان و تن نبود

1414

ظلم صفرای ملک و دین آمد

رای و تیغش سکنگبین آمد

1515

دین و دولت بدین دو گردد چیر

خواجه را رای و شاه را شمشیر

1616

ملک را گرچه عقل چون سازوست

ملک بی تیغ تیغ بی‌بازوست

1717

چکشی تیغ بهر مشتی خس

باد رعب تو تیغ ایشان بس

1818

بشکن از گرز گردن گردون

چون بقم کن ز سهم در جان خون

1919

شاه چون آفتاب و میغ بود

حرز و تعویذ رُمح و تیغ بود

2020

حرز و تعویذ و سایهٔ خانه

بابت کودک است و دیوانه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یافت شاهی کنیزکی دلکش

شاه را آن کنیزک آمد خوش

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 33 - حکایت در آنکه پادشاه را دل در هوا نباید بستن

اگلی نظم

ملک چون بوستان نخندد خوش

تا نگرید سنان چون آتش

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 35 - در سیاست پادشاه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور