صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 6 - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فی‌الآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیل

بخش 6 - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فی‌الآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیل

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود شهری بزرگ در حدِ غور

واندر آن شهر مردمان همه کور

2

پادشاهی در آن مکان بگذشت

لشکر آورد و خیمه زد بر دشت

3

داشت پیلی بزرگ با هیبت

از پی جاه و حشمت و صولت

4

مردمان را ز بهر دیدن پیل

آرزو خاست زانچنان تهویل

5

چند کور از میان آن کوران

برِ پیل آمدند از آن عوران

6

تا بدانند شکل و هیآت پیل

هریکی تازیان در آن تعجیل

7

آمدند و به دست می‌سودند

زانکه از چشم بی‌بصر بودند

8

هریکی را به لمس بر عضوی

اطلاع اوفتاد بر جزوی

9

هریکی صورت محالی بست

دل و جان در پی خیالی بست

10

چون برِ اهل شهر باز شدند

برشان دیگران فراز شدند

11

آرزو کرد هریکی زیشان

آنچنان گمرهان و بدکیشان

12

صورت و شکل پیل پرسیدند

وآنچه گفتند جمله بشنیدند

13

آنکه دستش بسوی گوش رسید

دیگری حال پیل ازو پرسید

14

گفت شکلیست سهمناک عظیم

پهن و صعب و فراخ همچو گلیم

15

وانکه دستش رسیدی زی خرطوم

گفت گشتست مر مرا معلوم

16

راست چون ناودان میانه تهیست

سهمناکست و مایهٔ تبهیست

17

وانکه را بُد ز پیل ملموسش

دست و پای سطبر پر بوسش

18

گفت شکلش چنانکه مضبوط است

راست همچون عمود مخروط است

19

هریکی دیده جزوی از اجزا

همگان را فتاده ظن خطا

20

هیچ دل را ز کلی آگه نی

علم با هیچ کور همره نی

21

جملگی را خیالهای محال

کرده مانند غتفره به جوال

22

از خدایی خلایق آگه نیست

عقلا را در این سخن ره نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پس چو مطلوب نبود اندر جای

سوی او کی بود سفرت از پای

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 5 - فصل اندر صفا و اخلاص

اگلی نظم

آن یکی رجل گفته آن یک ید

بیهده گفته‌ها ببرده ز حد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 7 - فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور