صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 5 - فصل اندر صفا و اخلاص

بخش 5 - فصل اندر صفا و اخلاص

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پس چو مطلوب نبود اندر جای

سوی او کی بود سفرت از پای

22

سوی حق شاهراه نفس و نَفَس

آینهٔ دل زدودن آمد و بس

33

آینهٔ دل ز زنگ کفر و نفاق

نشود روشن از خلاف و شقاق

44

صیقل آینه یقین شماست

چیست محض صفاء دین شماست

55

پیش آن کش به دل شکی نبود

صورت و آینه یکی نبود

66

گرچه در آینه به شکل بوی

آنکه در آینه بود نه توی

77

دگری تو چو آینه دگرست

آینه از صورت تو بی‌خبرست

88

آینهٔ صورت از صفت دور است

کان پذیرای صورت از نور است

99

نور خود زآفتاب نبریده‌ست

عیب در آینه است و در دیده‌ست

1010

هرکه اندر حجاب جاویدست

مثل او چو بوم و خورشیدست

1111

گر ز خورشید بوم بی‌نیروست

از پی ضعف خود نه از پی اوست

1212

نور خورشید در جهان فاشست

آفت از ضعف چشم خفاشست

1313

تو نبینی جز از خیال و حواس

چون نه‌ای خط و سطح و نقطه‌شناس

1414

تو در این راه معرفت غلطی

سال و مه مانده در حدیث بطی

1515

گوید آنکس درین مقام فضول

که تجلی نداند او ز حلول

1616

گرت باید که بر دهد دیدار

آینه کژ مدار و روشن‌دار

1717

کافتابی که نیست نور دریغ

آبگینت نماید اندر میغ

1818

یوسفی از فرشته نیکوتر

دیو رویی نماید از خنجر

1919

حق ز باطل معاینه نکند

خنجرت کار آینه نکند

2020

صورت خود در آینهٔ دل خویش

به توان دید از آن که در گِل خویش

2121

بگسل آن سلسله که پیوستی

که ز گِل دور چون شدی رستی

2222

زانکه گِل مُظلمست و دل روشن

گِل تو گلخن است و دل گلشن

2323

هرچه روی دلت مصفاتر

زو تجلی ترا مهیاتر

2424

نه چو زامت فزونش بود اخلاص

گشت بوبکر در تجلّی خاص

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دهر بی‌قالب قدیمی او

طبع بی باعث کریمی او

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 4 - فصل تنزیه قِدم

اگلی نظم

بود شهری بزرگ در حدِ غور

واندر آن شهر مردمان همه کور

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 6 - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فی‌الآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور