صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 38 - حکایت در این معنی

بخش 38 - حکایت در این معنی

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پیش از آدم ز دست کوتاهی

دوستی داشت مرغ با ماهی

2

هریکی در مقام خود ساکن

آن ز فخ فارغ این ز شست ایمن

3

آدمی در زمین چو بپراکند

ماهی از مهر مرغ دل برکند

4

گفت بدرود باش و رو بفراز

زانکه من زیرِ آب رفتم باز

5

که به عالم نهاد نسلی ره

کز سرِ حیلت وز شرّ و شره

6

هم مرا زیر آب نگذارند

هم ترا از هوا به پست آرند

7

همه را جمله نیست گردانند

بر سباع و ددان شهی رانند

8

کادمی را به وهم دوراندیش

جِرمش از ما کمست و جُرمش بیش

9

حالشان از برای حیلهٔ ماست

عقلشان از پی عقیلهٔ ماست

10

کز دنائت ز راه آهن و نی

گردد انبار حق بادنی شیء

11

آدمی‌زاده نازنین باشد

قهر و لطفش برای این باشد

12

گه به بانگی ضعیف کام شود

گه به دانگی خدای نام شود

13

به خسی سخت سر شود به مجاز

به غمی سست پای گردد باز

14

گاه تن برگذارد از کیوان

گاه گردد ز خارکی حیران

15

سابقت زو نهفته در اوّل

خاتمت زو به مُهر حکم ازل

16

گاه ایوان برد به چرخ چهار

گاه گردد ز نیم کرم افگار

17

گاه مسند نهد برِ فَرقد

وز حریر و قصب کند مرقد

18

گاه گردد به خون و خاک دفین

بستر از خاک وز خسک بالین

19

سابقت زو نهفته در راندن

خاتمت زو به مهر در خواندن

20

آنکه ماندست سهمش از تقدیر

وانکه رفتست بیمش از تیسیر

21

این همه چیست صنعت تقدیر

وان همه چیست حاصل تیسیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هست ترکیب نفسِ انسانی

نفسی و عقلی و هیولانی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 37 - در انسانی و حیوانی گوید

اگلی نظم

از هوا و ز طبع در انسان

دعوت عقل پستر از همه دان

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 39 - اندر آنکه آدمی پس از اشیاء و جهات پیدا آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور