صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 57 - اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة

بخش 57 - اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آنکه در بند مال و اسبابند

همه غرقه میان گردابند

2

وان کسان کز برونِ در ماندند

دان که در دست خویش درماندند

3

عامه دل در هوای جان بستند

زانکه از دست جهل سرمستند

4

خاصه در عالم معاینه‌اند

همچو سیماب و روی آینه‌اند

5

همه دست نهال کن دارند

همه مرغِ قفس‌شکن دارند

6

از پی ملک دین نه از پی ملک

روی زردان دل سپید چو کلک

7

پُرنیازان بی‌نیازانند

راست‌بازان پاکبازانند

8

قدشان بیش امر بالیده

کشف را زیر کفش مالیده

9

جامه‌شان از پی ریاضت پوست

همچو طبع لئیم خواری دوست

10

سرشان از برای دار بلند

نردبان پایهٔ حصار بلند

11

همه با عندلیب دل خویشند

همه سیمرغ خانهٔ خویشند

12

همه را در جهان نه روح و نه جسم

در گرفته چو کودکان از بسم

13

اسم خوانده به فعل آمده باز

همه خاموش و صید جوی چو باز

14

زهره از بهر قوّت حالت

کرده پر زهر و گفته ما را لت

15

زهرِ قهر از میان جان دارند

شکّر شُکر بر زبان دارند

16

گرد کوی ملامتی روبند

حلقهٔ جان دولتی کوبند

17

از پی ضیف آسمان جلال

همه شب رو بسان طیف خیال

18

عاشق مرگ هریک از پی برگ

خویشتن را کشیده زیشان مرگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تنگی راه را صفت بشنو

در رهی نازموده خیره مرو

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 56 - اندر صفت بیابان گوید

اگلی نظم

هر گدایی که بینی از کم کم

پادشاهیست با خیول و علم

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 58 - در صفت اهل تصوّف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور