صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 64 - التّمثیل فی تقصیر الصّلوة

بخش 64 - التّمثیل فی تقصیر الصّلوة

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بوشعیب الاُبی امامی بود

که ورا هرکسی همی بستود

22

قائم‌الیل و صائم‌الدّهری

یافت از زهد در زمان بهری

33

برده از شهر صومعه برِ کوه

جَسته بیرون ز زحمت انبوه

44

زنی از اتّفاق رغبت کرد

گفت شیخا زنت بود در خورد

55

گر بخواهی ترا حلال شوم

به قناعت ترا عیال شوم

66

به قناعت زیم به کم راضی

نکنم یادِ نعمت ماضی

77

گفت بخ بخ رواست بپسندم

گر قناعت کنی تو خرسندم

88

با عفاف و کفاف و خلق حسان

غایتِ حسن و آیتِ احسان

99

بودش این زن عفیفه جوهره نام

یافته از حسن و زیب بهره تمام

1010

شهر بگذاشت و عزم صومعه کرد

قانع از حکم چرخ گردا گرد

1111

بوریا پاره‌ای فکنده بدید

جوهره بوریا سبک برچید

1212

مر ورا بوشعیب زاهد گفت

کای شده مر مرا گرامی جفت

1313

از برای چه برگرفتی فرش

که بود خاک تیره موضع کفش

1414

گفت بهر صلاح برچیدم

که من این معنی از تو بشنیدم

1515

که بود بهترینِ هر طاعت

که نباشد حجابش آن ساعت

1616

جبهت بنده را ز عین تراب

بوریا بود در میانه حجاب

1717

بود هر شب دو قرص راتبِ او

به وظیفه که بُد معاتب او

1818

به دو قرص جوین گه افطار

بود قانع همیشه آن دیندار

1919

بوشعیب از قیام شب یکروز

گشت رنجور و بود وی معذور

2020

آن شب از ضعف حال آن سره مرد

فرض و سنت نماز قاعد کرد

2121

زن یکی قرص پیش شیخ نهاد

قطره‌ای سرکه داد و بیش نداد

2222

شیخ گفت ای زن این وظیفهٔ من

بیش از این‌ست کم چرا شد زن

2323

گفت زیرا نماز قاعد را

مزد یک نیمه است عابد را

2424

تو نماز ار نشسته کردستی

نیمه‌ای از وظیفه خوردستی

2525

بیش یک نیمه از وظیفه مخواه

از من ای شیخ کردمت آگاه

2626

که نماز نشسته را نیمی

مزد استاده است تقسیمی

2727

چون تو نیمی عباده بگذاری

جمله را مزد چشم چون داری

2828

جمله بگذار و مزد جمله بخواه

ورنه این طاعتست عین گناه

2929

ای تو در راه صدق کم ز زنی

باز بستر ز همچو خویشتنی

3030

مر ترا زین نماز نز سر دل

نیست جان کندنی مگر حاصل

3131

طاعتی کان ز دل ندارد روح

کس ندارد وجود آن به فتوح

3232

زآنکه در اصل خود نیاید نغز

بر سر کاسه استخوان بی‌مغز

3333

هر نمازی که با خلل باشد

دان‌که در حشر بی‌محل باشد

3434

از خشوع دلست مغز نماز

ور نباشد خشوع نیست نیاز

3535

آنکه در بند روزه ماند و نماز

بر درِ جانش ماند قفل نیاز

3636

زان در این عالم فریب و هوس

واندرین صدهزار ساله قفس

3737

دست موزه‌ات کلاه جاه آمد

که سرت برتر از کلاه آمد

3838

هرکرا در نماز عُدّه نکوست

غار مغرب سزای سجدهٔ اوست

3939

رو قضا کن نماز بی‌دمِ آز

که نمازت تبه شد از نمِ آز

4040

شد ز ننگ نماز و روزهٔ تو

کفش پای تو دست موزهٔ تو

4141

مرد باید که در نماز آید

خسته با درد و با نیاز آید

4242

ور نباشد خشوع و دمسازی

دیو با سبلتش کند بازی

4343

لحن خوش دار چون به کوه آیی

کوه را بانگ خر چه فرمایی

4444

کرده‌ای در ره دعا برپای

صد هزاران عوان صوت سرای

4545

لاجرم حرف آن ز کوه مجاز

چون صدا هم به دمت آید باز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بارگی را بساز آلت و زین

از پی بارگاه علّیّین

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 63 - فی الصّلوة و الرّغبة

اگلی نظم

در دهان هر زبان که گویا شد

از ثنایت چو مُشک بویا شد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 65 - فی‌الحمد والثناء

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور