صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 59 - حکایت

بخش 59 - حکایت

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آن شنیدی که در ولایت شام

رفته بودند اشتران به چرام

2

شتر مست در بیابانی

کرد قصد هلاک نادانی

3

مرد نادان ز پیش اشتر جَست

از پیَش می‌دوید اشتر مست

4

مرد در راه خویش چاهی دید

خویشتن را در آن پناهی دید

5

شتر آمد به نزد چه ناگاه

مرد بفگند خویش را در چاه

6

دستها را به خار زد چون ورد

پایها نیز در شکافی کرد

7

در ته چه چو بنگرید جوان

اژدها دید باز کرده دهان

8

دید از بعد محنت بسیار

زیر هر پاش خفته جفتی مار

9

دید یک جفت موش بر سر چاه

آن سپید و دگر چو قیر سیاه

10

می‌بریدند بیخ خاربنان

تا درافتد به چاه مرد جوان

11

مرد نادان چو دید حالت بد

گفت یارب چه حالتست این خود

12

در دَمِ اژدها مکان سازم

یا به دندان مار بگدازم

13

از همه بدتر این که شد کین خواه

شتر مست نیز بر سرِ چاه

14

آخرالامر تن به حکم نهاد

ایزدش از کرم دری بگشاد

15

دید در گوشه‌ای خار نحیف

اندکی زان ترنجبین لطیف

16

اندکی زان ترنجبین برکند

کرد پاکیزه در دهان افگند

17

لذّت آن بکرد مدهوشش

مگر آن خوف شد فراموشش

18

تویی آن مرد و چاهت این دنیی

چار طبعت بسان این افعی

19

آن دو موش سیه سفید دژم

که بُرد بیخ خار بُن در دم

20

شب و روزست آن سپید و سیاه

بیخ عمر تو می‌کنند تباه

21

اژدهایی که هست بر سرِ چاه

گور تنگست زان نه‌ای آگاه

22

بر سرِ چاه نیز اشتر مست

اجل است ای ضعیف کوته دست

23

خاربُن عمر تست یعنی زیست

می‌ندانی ترنجبین تو چیست

24

شهوتست آن ترنجبین ای مرد

که ترا از دو کَون غافل کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن شنیدی که بود مردی کور

آدمی صورت و به فعل ستور

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 58 - التمثل فی اصحاب المغرورین

اگلی نظم

خواست وقتی ز عجز دینداری

از یکی مالدار دیناری

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 60 - حکایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور