صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
  4. »بخش 27 - قصهٔ قتل امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السّلام

بخش 27 - قصهٔ قتل امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السّلام

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پسرِ ملجم آن سگ بد دین

آن سزاوار لعنت و نفرین

22

بر زنی گشت عاشق آن مشئوم

آن نگونسارتر ز راهب روم

33

مرد مفلس چو گشت عاشق او

کفر شد در میانه عایق او

44

بود آن ز آل بوسفیان

منعم و مالدار و خوب و جوان

55

گشت زین سر معاویه آگاه

مر ورا گشت کار جمله تباه

66

گفت کار تو با کمال شود

وین چنین زن ترا حلال شود

77

گر تو در کار خویش شیر دلی

هست کابین حرّه خون علی

88

گر تو فارغ کنی دلم زین کار

بفزودت به نزد من مقدار

99

زن ترا با هزار زینت و زیب

نرساند ترا کسی آسیب

1010

اسب و مرکب ترا دهم پس از آن

بزیی در جوار من آسان

1111

مرد مُدبر ز بهر عشق زنی

اندر افکند در جهان محنی

1212

آن چنان اصل جهل و منبلیی

خیره بگزید قتل چون علیی

1313

رفت زی کوفه از پی این کار

آن چنان خاکسار بی‌مقدار

1414

این سخن جمله با علی گفتند

وین چنین فتنه هیچ ننهفتند

1515

قاتلِ تست مرد را تو بکش

دادشان پس جواب مرد بُهش

1616

گفت ویحک به قتلِ قاتل خویش

کس نکردست سعی روبندیش

1717

مرد فرصت نگاه داشت به کار

کرد بر فعل زشت خود اصرار

1818

شبِ آدینه رفت در مسجد

آن چنان بی‌حفاظی از سرِ جد

1919

رفت وقت سحر ز بهر نماز

میر حیدر چو شد بخفته فراز

2020

مرد را خفته دید گفت ای مرد

گاه روز است برد ازین ره برد

2121

سفله از خواب خوش چو شد بیدار

مترصّد نشست از پی کار

2222

میر چون در نماز شد مشغول

آن سرافراز مرد جفت بتول

2323

رفت و زخمی چنان زدش بر پشت

که بدان زخم صعب مرد بکشت

2424

مردم از هر سویی فراز رسید

پرده بر مرد بدکُنش بدرید

2525

بگرفتند مر ورا در حال

کرد ازو میر زخم خورده سؤال

2626

که که فرمود مر ترا این کار

داد بر لفظ خویش مرد اقرار

2727

که مرا این معاویه فرمود

کار کردم کنون ندارد سود

2828

جان بداد آن زمان علی در حال

خاندان زان سبب گرفت زوال

2929

مثله کردند مر ورا پس از آن

رفت حالیش زی جهنّم جان

3030

وانکه فرمود شادمانه بزیست

این‌چه حکمست یارب این‌خود چیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روز صفّین چو حرب در پیوست

گرم شد کارزار دستا دست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران»بخش 26 - صفت حرب صفّین و کشته شدن عمّار یاسر رضی اللّٰه عنه

اگلی نظم

خالِ ما بود خصم او حالی

لیک از جمله خیرها خالی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران»بخش 28 - فی مذمّة اعدائه و حسّاده

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور