صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 41 - اندر مدح وزراء و صدور و قضاة گوید

بخش 41 - اندر مدح وزراء و صدور و قضاة گوید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ای سنایی چو یافتی امکان

بنمای اندرین سخن برهان

2

چون شدی فارغ از مدایح شاه

به سوی مدح خواجه آر پناه

3

خواجهٔ خواجگان و جماعت دیوان

سروران و گزیدگان زمان

4

بعد از آن مهتران و جمع قضاة

شکرشان برتر از صیام و صلاة

5

سرفرازان مُلکت ایران

نام‌داران خسرو توران

6

خسرو شرق را به هر کاری

روز و شب نونهاده بازاری

7

خرّم از رایشان جهان یکسر

عیب پنهان و آشکار هنر

8

چاکر ملک شاه شد مینو

که نبیند کسی در او آهو

9

گر ببینی تو ملکت غزنین

باز نشناسی از بهشت برین

10

چون بُوَد شاه را نکو کردار

مملکت را فزون شود مقدار

11

شاه و دستور هردو نیکورای

هرچه بایست جمله داد خدای

12

شکر این نعمت بی‌اندازه

که شد اندر ممالکش تازه

13

که تواند گزارد برگو هین

گشت جنّت حوالی غزنین

14

ای بزرگان غزنی و لوهور

چشم بد زین زمانه بادا دور

15

یافتید آنچه بود حاجتتان

گشت پذرفته آن عبادتتان

16

شه‌جوان و جهان جوان و زمان

در امان همچو روضه‌های جنان

17

چون بود کردگار بخشنده

بدهد هرچه خواست زو بنده

18

کام دلها میسّر است اکنون

باد یارب از آنچه هست فزون

19

یارب این فضلهات بر بنده

دار تا روز حشر پاینده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون از مدائح سلطان اعظم و شاهنشاه معظّم اعزّاللّٰه انصاره طرفی گفته آمد نه در خور مناقب وی چه در خور طبع قاصر و رای رکیک من بندهٔ عاجز و چون بهمگی مناقب و خصال ستودهٔ وی پادشاه خلّد اللّٰه ملکه نتوانستیم رسیدن عجز پیش آوردیم (و طریق اقتصار و اختصار سپردیم) و همان گفتیم که مهتر عالم و سیّد کائنات «و سرور موجودات» صلّی‌اللّٰه علیه و آله و سلّم در شب ملاقات در حضرت ربوبیت گفت لااحصی ثناء علیک انت کما اثنیت «علی نفسک» و بعد از آن به مناقب و فضائل وزراء و اصحاب قلم و شمائل قضاة و ائمهٔ دین کثّرهم‌اللّٰه انجامیدیم و این کتاب را به پایان آوردیم و از هریکی طرفی و شمتی درخور رای قاصر و رکاکت طبع بلید خویش گفتیم و از ایزد جلّ ذکره درخواسته می‌آید تا مگر از جملهٔ این ابیات یک بیت بر رای عالی اعلااللّٰه پسندیده آید و محلِّ قبول یابد که بدان یک بیت بندهٔ ضعیف با حکمای اوّلین و آخرین مفاخرت کند چنانکه گوید:از کبر من آسمان سای شود

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 40 - فی وصف‌الحال و تمام مدایح السلطان والوزراء والقضاة

اگلی نظم

سرِ احرار سیّدالوزرا

که ورا برگزید بار خدا

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 42 - اندر مدح صدرالامام تاج‌الوزراء ابی‌محمدبن الحسن‌بن منصور گوید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور