صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
  4. »بخش 4 - در شرف نفس و عقل

بخش 4 - در شرف نفس و عقل

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پدر و مادر جهان لطیف

نفس گویا شناس و عقل شریف

2

زین دو جفت شریف طاق مباش

واندرین هر دو اصل عاق مباش

3

بندگی کن همیشه ایشان را

مده از دست در پریشان را

4

گرشان بعد امر بپرستند

این دو گوهر سزای آن هستند

5

پدر و مادری که نازارند

حکما عقل و نفس را دارند

6

مایه بخش سپهر و ارکانند

پیشکاران عالم جانند

7

سبب جسمت این دو جسمانیست

علت روحت آن دو روحانیست

8

آن دوت از آرزو سپرده به خاک

وآن دوت از قدر برده بر افلاک

9

حق آن دو شریف را بگذار

حق این هر دو هم فرو مگذار

10

وانکه در راهِ کعبه از سرِ داد

اشتر این داد اگرت زاد آن داد

11

خرد از تو تویی برد جاوید

آب را در هوا کشد خورشید

12

خرد آمد مشاطهٔ جانت

خرد آمد چراغ ایمانت

13

حقّهٔ حق دراین جهان خردست

سر به مُهرست و پایدار خودست

14

عقل در کارگاه کن‌فیکون

از پی جلوهٔ قرار و سکون

15

در ازل چون حدیث با خود راند

تا ابد همچو کرم پیله بماند

16

سوی بازار دین چو جستی راه

رستی ار جستی از ملامت گاه

17

از کژی دور باش و کاژ مباش

چون نه‌ای عود خیره ناژ مباش

18

که کژی نفس عشوه آگین راست

راستی عقل عافیت بین راست

19

خرد از بد ترا نجات دهد

خرد از دوزخت برات دهد

20

جاهلی کفر و عاقلی دین است

عیب‌جو آن و غیب‌گو این است

21

کشد این را هوا سوی سجین

برد آنرا خرد به علّیّین

22

منگر آن تات بد چه فرماید

آن نگر کت خرد چه فرماید

23

کند ار عاقلت به حق در خشم

به از آن کت ببندد ابله چشم

24

همه کار تو باد با عقلا

دور بادی ز صحبت جهلا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عقل سلطان قادر خوش خوست

آنکه سایهٔ خداش گویند اوست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده»بخش 3 - فی اَنّ العقل سلطان الخلق و حجّة الحق

اگلی نظم

معن دادی خمی درم به دمی

باز کردی مُکاس در درمی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده»بخش 5 - حکایت در داد و ستد خردمند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور