سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 83شمارهٔ 83شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: رنایدصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا بقای پدر پسر نایدشادی مهتری به سر ناید2نقل کریںشمس در غرب تا فرو نشوداز سوی شرق بدر برناید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعزیز عمر چنان مگذران که آخر کارچو آفتاب تو ناگاه زیر میغ آیدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 82اگلی نظممبر تو رنج که روزی به رنج نفزایدبه رنج بردن تو چرخ زی تو نگرایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 84ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعزیز عمر چنان مگذران که آخر کارچو آفتاب تو ناگاه زیر میغ آیدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 82
اگلی نظممبر تو رنج که روزی به رنج نفزایدبه رنج بردن تو چرخ زی تو نگرایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 84