سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121غزل شمارهٔ 121شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل به تحفه هر که او در منزل جانان کشداز وجود نیستی باید که خط بر جان کشد22نقل کریںدر نوردد مفرش آزادگی از روی عقلرخت بدبختی ز دل از خانهٔ احزان کشد33نقل کریںگرچه دشوارست کار عاشقی از بهر دوستاز محبت بر دل و جان رخت عشق آسان کشد44نقل کریںرهروی باید که اندر راه ایمان پی نهدتا ز دل پیمانهٔ غم بر سر پیمان کشد55نقل کریںدین و پیمان و امانت در ره ایمان یکیستمرد کو تا فضل دین اندر ره ایمان کشد66نقل کریںلشکر لا حول را بند قطیعت بگسلدوز تفاوت بر شعاع شرع شادروان کشد77نقل کریںخلق پیغمبر کجا تا از بزرگان عربجور و رنج ناسزایان از پی یزدان کشد88نقل کریںصادقی باید که چون بوبکر در صدق و صوابزخم مار و بیم دشمن از بن دندان کشد99نقل کریںیا نه چون عمر که در اسلام بعد از مصطفااز عرب لشکر ز جیحون سوی ترکستان کشد1010نقل کریںپارسایی کو که در محراب و مصحف بی گناهتا ز غوغا سوزش شمشیر چون عثمان کشد1111نقل کریںحیدر کرار کو کاندر مصاف از بهر دیندر صف صفین ستم از لشکر مروان کشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دوست به هر جوری بیزار نباید شداز یار به هر زخمی افگار نباید شدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120اگلی نظمما را ز مه عشق تو سالی دگر آمددور از ره هجر تو وصالی دگر آمدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دوست به هر جوری بیزار نباید شداز یار به هر زخمی افگار نباید شدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120
اگلی نظمما را ز مه عشق تو سالی دگر آمددور از ره هجر تو وصالی دگر آمدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122