سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122غزل شمارهٔ 122شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: الیدگرامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما را ز مه عشق تو سالی دگر آمددور از ره هجر تو وصالی دگر آمد2نقل کریںدر دیده خیالی که مرا بد ز رخ تویکباره همه رفت و خیالی دگر آمد3نقل کریںبر مرکب شایسته شهنشاه شکوهتبر تخت دل من به جمالی دگر آمد4نقل کریںشد نقص کمالی که مرا بود به صورتدر عالم تحقیق کمالی دگر آمد5نقل کریںبر طبل طلب میزدم از حرص دوالیناگاه بر آن طبل دوالی دگر آمد6نقل کریںاز سینه نهال امل از بیم بکندمبا میوهٔ انصاف نهالی دگر آمد7نقل کریںبر عشوه ز من رفت به تعریض نکالاتآسوده به تصریح نکالی دگر آمد8نقل کریںدر وصف صفا حیدر اقبال به چشممبر دلدل دولت به دلالی دگر آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل به تحفه هر که او در منزل جانان کشداز وجود نیستی باید که خط بر جان کشدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121اگلی نظمبر مه از عنبر معشوق من چنبر کندهیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل به تحفه هر که او در منزل جانان کشداز وجود نیستی باید که خط بر جان کشدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121
اگلی نظمبر مه از عنبر معشوق من چنبر کندهیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123