صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 179

قصیدهٔ شمارهٔ 179

شاعر: سنایی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: ادی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ایا مانده بی‌موجب هر مرادی

همه ساله در محنت اجتهادی

22

نه در حق خود مر ترا انزعاجی

نه در حق حق مر ترا انقیادی

33

چو دیوانگان دایم اندر به فکری

چه گویی ترا چون برآید مرادی

44

ز حرص دو روزه مقام مجازی

به هر گوشه‌ای کرده ذات العمادی

55

همانا به خواب اندری تا ندانی

که ما را جزین نیست دیگر معادی

66

چه بیچاره مردی چه سرگشته خلقی

که بر باطلی باشدت استنادی

77

جمادیست این شوم دنیا که دایم

ترا نیست الا بر او اعتمادی

88

پس ای خواجه دعوی رسد آن کسی را

که معبود او گشته باشد جمادی

99

پس آن گه رسیدن به تحقیق معنی

تمنی کنی با چنین اعتقادی

1010

ندانی همی ویحک اینقدر باری

که جای دو معنی نباشد فوادی

1111

تو گر راه حق را همی جویی اول

طلب کرد باید سبیل الرشادی

1212

زیادت بود مر ترا هر زمانی

به اعمال و افعال خویش اعتدادی

1313

پس از نیستی ساز آن راه سازی

کجا بهتر از نیستی هست زادی

1414

صلاح سنایی در آنست دایم

شود در ره عشق بی چون سدادی

1515

بگفتم صلاح دل از روی معنی

صلاحیست این مشمر اندر فسادی

1616

شو از خود بری گرد تا بر حقیقت

ترا بی تو حاصل شود انجرادی

1717

نبینی که پروانهٔ شمع هرگز

که بر باطنش چیره گردد ودادی

1818

بری گردد از خویشتن چون سنایی

کند او ز خویشی خود انفرادی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلا زین تیرگی زندان اگر روزی رها یابی

اگر بینا شوی زین پس به دیگر سر صفا یابی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 178

اگلی نظم

این چه بود ای جان که ناگه آتش اندر من زدی

دل ببردی و چو بوبکر ربابی تن زدی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 180 - در مدح بهرامشاه

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرید توام زان که جان را مرادی

الیک استنادی علیک اعتمادی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 928

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور