سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129غزل شمارهٔ 129شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ندبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون دو زلفین تو کمند بودشاید ار دل اسیر بند بود2نقل کریںگوییم صبر کن ز بهر خداآخر این صبر نیز چند بود3نقل کریںخواجه انصاف می بباید دادبا چنین رخ چه جای پند بود4نقل کریںسرو را کی رخ چو ماه بودماه را کی لب چو قند بود5نقل کریںمی ندانی که پست گردد زودهر کرا همت بلند بود6نقل کریںهر که معشوقهای چنین طلبدهمه رنج و غمش پسند بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بودو آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128اگلی نظمعاشق و یارِ یار باید بوددر همه کار یار باید بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدرویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده.هر که بر خود درِ سؤال گشادسعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 28آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بودو آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده.هر که بر خود درِ سؤال گشادسعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 28