سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130غزل شمارهٔ 130شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اریاربایدبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعاشق و یارِ یار باید بوددر همه کار یار باید بود2نقل کریںگر همه راحت و طرب طلبیرنجبردار یار باید بود3نقل کریںروز و شب ز اشک چشم و گونهٔ زرددر و دینار یار باید بود4نقل کریںور گل دولتت همی بایدخستهٔ خار یار باید بود5نقل کریںگاه و بی گاه در فراق و وصالمست و هشیار یار باید بود6نقل کریںچون سنایی همیشه در بد و نیکصاحباسرار یار باید بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دو زلفین تو کمند بودشاید ار دل اسیر بند بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129اگلی نظمهزار سال به امید تو توانم بودهر آنگهی که بیایم هنوز باشد زودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 131آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهزار سال به امید تو توانم بودهر آنگهی که بیایم هنوز باشد زودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 131