صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 24 - در مدح بهرامشاه از زبان او

قصیدهٔ شمارهٔ 24 - در مدح بهرامشاه از زبان او

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: هماست

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

مردی و جوانمردی آئین و ره ماست

جان ملکان زنده به دولت‌کدهٔ ماست

2

روزی ده سیاره بر کسب ضیارا

در یوزه‌گر سایهٔ پر کله ماست

3

گرچه شره هر چه شه آمد سوی شرست

از دهر برافکندن شرها شره ماست

4

برگ که ما از که بیجاده نترسد

که تابرهٔ کاهکشان برگ که ماست

5

آنجا که بود کوشش شطرنج تواضع

در نطع جهان هر چه پیاده‌ست شه ماست

6

و آنجای که بخشایش ما دم زد اگر تو

در عمر گنه بینی آن گه گنه ماست

7

حقا که نه بر زندگی و دولت و دینست

هر عزم که در رغم سفیهان تبه ماست

8

هر عارضه کید ز خداوند بر ما

در بندگی آنجا که آن عامه مه ماست

9

ما خازن نیک و بد حقیم ز ما نیست

آنجا که «بگیر» ما و آنجا که «نه» ماست

10

المنة لله که بر دولت و ملت

اقلیم جهان دیده و عیوق گه ماست

11

چشم ملکان زیر سپیدیست ز بس اشک

از بیم یکی بنده که زیر شبه ماست

12

آنکس که ملوکان به غلامیش نیرزند

در خدمت کمتر حشم بارگه ماست

13

بهر شرف خود چو مه چارده هر روز

پر ماه نو از بوس شهان پایگه ماست

14

از بهر زر و سیم نه بل کز پی تشریف

سلطان فلک بندهٔ زرین کله ماست

15

گرچه مه چرخ آمد خورشید ولیکن

آن مه که به از چشمهٔ خورشید مه ماست

16

باشد همه را بنده سوی عزت و ما را

زلف پس گوش بت ما بنده ره ماست

17

از بهر دویی آینه در دست نگیریم

زیرا که در آیینه هم از ما شبه ماست

18

راندند بسی کامروایی سلف ما

آن دور چو بگذشت گه ماست گه ماست

19

بهرامشه ار چه که شه ماست ولیکن

آنکو دل ما دارد بهرامشه ماست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سنایی کنون با ضیا و سناست

که بر وی ز سلطان سنت ثناست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 23 - در جواب قصیدهٔ علی‌بن هیصم

اگلی نظم

خاک را از باد بوی مهربانی آمدست

در ده آن آتش که آب زندگانی آمدست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 25 - در ستایش سلطان سنجر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور