سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101غزل شمارهٔ 101شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: امنداردہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآنی که چو تو گردش ایام نداردسلطان چو تو معشوق دلارام ندارد2نقل کریںچون دانهٔ یاقوت تو گل دانه نداردچون دام بناگوش توبه دام ندارد3نقل کریںبادی نبزد در همه آفاق که از ماسوی لب تو نامه و پیغام ندارد4نقل کریںدادی ندهد عشق تو ما را که در آن دادبی داد تو افراخته صمصام ندارد5نقل کریںمن در نرسم در تو به صد حیله و افسونگویی قدم دولت من گام ندارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنور رخ تو قمر نداردشیرینی تو شکر نداردسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100اگلی نظمتا لب تو آنچه بهتر آن بردکس ندانم کز لب تو جان بردسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپروای خط آن عارض گلفام ندارداز سادگی این صبح غم شام نداردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4358نومیدی ما گردش ایام نداردروزی که سیه شد سحر و شام نداردغالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125عشقست طلسمی که در و بام نداردآن کس که ازو یافت نشان نام نداردنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
عشقست طلسمی که در و بام نداردآن کس که ازو یافت نشان نام نداردنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208