زمین
نیاساید کس از افغان من جایی که من باشم
همان بهتر که هم خود همنشین خویشتن باشم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 673
من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
چو هنگام وصال آمد بتان را بت شکن باشم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1433
چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
چو هر خاری از او گل شد چرا من یاسمن باشم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1434
اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
همان از شرم دوراندیش در بیت الحزن باشم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5560