سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 248غزل شمارهٔ 248شاعر: سناییوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ارچونباشمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشمجدا گردید یار از من جدا از یار چون باشم2نقل کریںبه چشم ار نیستم گنج عقیق و لولو و گوهرعقیقافشان و گوهربیز و لولوبار چون باشم3نقل کریںکسی کوبست خواب من در آب افگند پنداریچو خوابم شد تبه در آب جز بیدار چون باشم4نقل کریںبت من هست دلداری و زود آزار و من دایمدل آزرده ز عشق یار زود آزار چون باشم5نقل کریںدهانش نیم دینارست و دینارست روی منچو از دینار بیبهرم به رخ دینار چون باشم6نقل کریںز بیخوابی همی خوانم به عمدا این غزل هردم«همه شب مردمان در خواب و من بیدار چون باشم»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشمکه آنگه خوش بود با من که من بیخویشتن باشمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247اگلی نظمروا داری که بی روی تو باشمز غم باریک، چون موی تو باشمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 249آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشمکه آنگه خوش بود با من که من بیخویشتن باشمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247