سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 83غزل شمارهٔ 83شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: امنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیستوین دلم را طاقت اندیشهٔ ایام نیست2نقل کریںپختهٔ عشقم شراب خام خواهی زان کجاسازگار پخته جانا جز شراب خام نیست3نقل کریںبا فلک آسایش و آرام چون باشد تراچون فلک را در نهاد آسایش و آرام نیست4نقل کریںعشق در ظاهر حرامست از پی نامحرمانزان که هر بیگانهای شایستهٔ این نام نیست5نقل کریںخوردن می نهی شد زان نیز در ایام ماکاندرین ایام هر دستی سزای جام نیست6نقل کریںتا نیفتد بر امید عشق در دام هواکاین ره خاصست اندر وی مجال عام نیست7نقل کریںهست خاص و عام نی نزدیک هر فرزانهایدانهٔ دام هوا جز جام جان انجام نیست8نقل کریںجاهلان را در چراگه دام هست و دانه نیعاشقان را باز در ره دانه هست و دام نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که در راه عشق صادق نیستجز مُرایی و جز منافق نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 82اگلی نظمدر دل آن را که روشنایی نیستدر خراباتش آشنایی نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخال محتاج کمند زلف عنبرفام نیستدانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1302جام می پر کن که بی جام میم انجام نیستتا به کام او شوم این کار جز ناکام نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیستدانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1302
جام می پر کن که بی جام میم انجام نیستتا به کام او شوم این کار جز ناکام نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62