سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 276رباعی شمارهٔ 276شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اممہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپر شد ز شراب عشق جانا جاممچون زلف تو درهم زده شد ایامم22نقل کریںاز عشق تو این نه بس مراد و کاممکز جملهٔ بندگان نویسی نامم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای گشته فراق تو غمافزای دلمامید وصال تو تماشای دلمسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 275اگلی نظمیک بوسه بر آن لبان خندان نزنمتا بر پایت هزار چندان نزنمسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 277◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: کشتهٔ ایاممسرگشتهٔ روزگارِ نافرجاممعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 94◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای گشته فراق تو غمافزای دلمامید وصال تو تماشای دلمسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 275
اگلی نظمیک بوسه بر آن لبان خندان نزنمتا بر پایت هزار چندان نزنمسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 277
شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایاممسرگشتهٔ روزگارِ نافرجاممعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 94