صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 173 - موعظه در تهیهٔ توشهٔ آخرت

قصیدهٔ شمارهٔ 173 - موعظه در تهیهٔ توشهٔ آخرت

شاعر: سنایی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: له

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای دل غافل مباش خفته درین مرحله

طبل قیامت زدند خیز که شد غافله

22

روز جوانی گذشت موی سیه شد سپید

پیک اجل در رسید ساخته کن راحله

33

آنکه ترا زاد مرد و آنکه ز تو زاد رفت

نیست ازین جز خیال نیست از آن جز خله

44

خیزو درین گورها در نگر و پند گیر

ریخته بین زیر خاک ساعد و ساق و کله

55

آنکه سر زلف داشت سلسله بر گرد رو

سلسلهٔ آتشین دارد از آن سلسله

66

تکیه مکن بر بقا زان که در آرد به خاک

صولت شیر عرین پیکر اسب گله

77

زود کند او خراب این فلک کوژ را

هم زحل و مشتری هم اسد و سنبله

88

این همه آهنگ تو سوی سماع و سرود

وینهمه میلت مدام سوی می و ولوله

99

خانه خریدی و ملک باغ نهادی اساس

ملک به مال ربا خانه به سود غله

1010

فرش تو در زیر پا اطلس و شعر و نسیج

بیوهٔ همسایه را دست شده آبله

1111

او همه شب گرسنه تو ز خورشهای خوب

کرده شکم چارسو چون شکمه حامله

1212

سعی کنی وقت بیع تا چنه‌ای چون بری

باز ندانی ز شرع صومعه از مزبله

1313

دزد به شمشیر تیز گر بزند کاروان

بر در دکان زند خواجه به زخم پله

1414

در همه عمر ار شبی قصد به مسجد کنی

گرچه به روی و ریا بر کنی از مشعله

1515

در رمضان و رجب مال یتیمان خوری

روزه به مال یتیم مار بود در سله

1616

مال یتیمان خوری پس چله داری کنی

راه مزن بر یتیم دست بدار از چله

1717

صوفی صافی شوی بر در میر و وزیر

صوف کنی جامه را تا ببری زان زله

1818

گر بخوری شکر کن ور نخوری صبر کن

پس مکن از کردگار از پی روزی گله

1919

چند شوی ای پسر از پی این لقمه چند

همچو خران زیر بار همچو سگان مشغله

2020

دامن توحید گیر پند سنایی شنو

تا که بیابی به حشر ز آتش دوزخ یله

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ایزدت را رحمت آفریده

در سایهٔ لطف بپروریده

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 172 - در مراتب مقام انسان

اگلی نظم

گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی

ای شاد که خلقستی ای خوش که جهانستی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 174 - در مدح بهرامشاه پسر مسعود غزنوی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور