سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 87رباعی شمارهٔ 87شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ایتوکشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس عابد را که سرو بالای تو کشتبس زاهد را که قدر والای تو کشت2نقل کریںتو دیر زی ای بت ستمگر که مرادست ستم زمانه در پای تو کشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنوری که همی جمع نیابی در مشتناری که به تو در نتوان زد انگشتسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 86اگلی نظمصد بار رهی بیش به کوی تو شتافتبویی ز گلستان وصال تو نیافتسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 88ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنوری که همی جمع نیابی در مشتناری که به تو در نتوان زد انگشتسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 86
اگلی نظمصد بار رهی بیش به کوی تو شتافتبویی ز گلستان وصال تو نیافتسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 88