سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 117شمارهٔ 117شاعر: سناییوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: نگصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبجهم از بد ایام چنانکاز کمان ختنی تیر خدنگ2نقل کریںگر به هر جور که آید بکشدمن پلنگم نکشم جور پلنگ3نقل کریںخواری و اسب گرانمایه مبادمن و این نفس عزیز و خر لنگ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرفآن به که نگویی تو سخن را ز تصوفسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 116اگلی نظمگفت بر دوخته مرا شعریخواجه خیاطی از سر فرهنگسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 118ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرفآن به که نگویی تو سخن را ز تصوفسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 116