سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146غزل شمارهٔ 146شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اجبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش ما را در خراباتی شب معراج بودآنکه مستغنی بد از ما هم به ما محتاج بود2نقل کریںبر امید وصل ما را ملک بود و مال بوداز صفای وقت ما را تخت بود و تاج بود3نقل کریںعشق ما تحقیق بود و شرب ما تسلیم بودحال ما تصدیق بود و مال ما تاراج بود4نقل کریںچاکر ما چون قباد و بهمن و پرویز بودخادم ما ایلک و خاقان بد و مهراج بود5نقل کریںاز رخ و زلفین او شطرنج بازی کردهامزان که زلفش ساج بود روی او چون عاج بود6نقل کریںبدرهٔ زر و درم را دست او طیار بودکعبهٔ محو عدم را جان ما حجاج بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که در کوی خرابات مرا بار دهدبه کمال و کرمش جان من اقرار دهدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145اگلی نظمهر که در عاشقی تمام بودپخته خوانش اگر چه خام بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که در کوی خرابات مرا بار دهدبه کمال و کرمش جان من اقرار دهدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145