سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145غزل شمارهٔ 145شاعر: سناییوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اردهدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که در کوی خرابات مرا بار دهدبه کمال و کرمش جان من اقرار دهد2نقل کریںبار در کوی خرابات مرا هیچ کسیندهد ور دهد آن یار وفادار دهد3نقل کریںدر خرابات بود یار من و من شب و روزبه سر کوی همی گردم تا بار دهد4نقل کریںای خوشا کوی خرابات که پیوسته در اومر مرا دوست همی وعدهٔ دیدار دهد5نقل کریںهر که او حال خرابات بداند به درستهر چه دارد همه در حال به بازار دهد6نقل کریںدر خرابات نبینی که ز مستی همه سالراهب دیر ترا کُشتی و زُنّار دهد7نقل کریںآنکه چون باشد هشیار به فرزند عزیزدِرمی سیم به صد زاری دشخوار دهد8نقل کریںهر دو عالم را چون مست شود از دل و جانبه بهای قدح می دهد و خوار دهد9نقل کریںآنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیرچون در آید به خرابات به قنطار دهد10نقل کریںآنکه نانی همه آفاق بود در چشمشدر خرابات به می جبه و دستار دهد11نقل کریںآنکه او کیسه ز طرار نگهدارد چونبه خرابات شود کیسه به طرار دهد12نقل کریںای تو کز کوی خرابات نداری گذریزان سناییت همی پند به مقدار دهد13نقل کریںتو برو زاویهٔ زهد نگهدار و مترسکه خداوند سزا را به سزاوار دهد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروزی بت من مست به بازار برآمدگرد از دل عشاق بهیکبار بر آمدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 144اگلی نظمدوش ما را در خراباتی شب معراج بودآنکه مستغنی بد از ما هم به ما محتاج بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروزی بت من مست به بازار برآمدگرد از دل عشاق بهیکبار بر آمدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 144
اگلی نظمدوش ما را در خراباتی شب معراج بودآنکه مستغنی بد از ما هم به ما محتاج بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146