سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 205شمارهٔ 205شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ندییصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای روی زردفام تو بر گردن نزارهمچون بلندنی که بود بر بلندیی22نقل کریںآنگه که مادر تو ترا داشت در شکمهر ساعتی ز رنج زمین را بکندیی33نقل کریںنه ماه رنجت از چه کشید او که بعد از آناز کس همی فگند که از کون فگندیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای سنایی به گرد شرک مپویآنچه گوید مگوی عقل مگویسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 204اگلی نظمملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که توام راه نماییسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 206◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که توام راه نماییسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 206