سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187غزل شمارهٔ 187شاعر: سناییوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: سہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رس22نقل کریںدر داستان عشق تو پیدا نشان عشق تودر کاروان عشق تو عالم پر از بانگ جرس33نقل کریںنیکو بشناسم ز زشت در عشقت ای حوراسرشتار بیتو باشم در بهشت آید به چشمم چون قفس44نقل کریںاز نزدت ار فرمان بود جان دادنم آسان بوددارم ز تو تا جان بود در دل هوا در جان هوس55نقل کریںچشمم بهسان لالهها اشکم بهسان ژالههاهر ساعت از بس نالهها بر من فرو بندد نفس66نقل کریںای بت شمن پیشت منم جانم تویی و تن منمگر کافرم گر مؤمنم محراب من روی تو بس77نقل کریںهر چند بیگاه و بهگه کمتر کنی بر من نگهزین کرده باشم سال و مه میدان عشقت را فرس88نقل کریںگر حور جنت فیالمثل آید بر من با حللمن بر تو نگزینم بدل جز تو نخواهم هیچکس99نقل کریںپرهیزم از بدگوی تو زان کمتر آیم سوی توپس چون کنم کان کوی تو یک دم نباشد بی عسس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسسحیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186اگلی نظمای ز ما سیر آمده بدرود باشما نه خشنودیم تو خشنود باشسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیریننفسور پایبندی همچو من، فریاد میخوان از قفسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسسحیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسسحیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186
بوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیریننفسور پایبندی همچو من، فریاد میخوان از قفسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317
ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسسحیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186