سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186غزل شمارهٔ 186شاعر: سناییوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: سہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسسحیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفس2نقل کریںگر من به کویت بگذرم بر آب و آتش بسترمترسم ز خصمت چون پرم گیتی بود بر من قفس3نقل کریںدر جستنش روز و شبان گشتم قرین اندهانپایم ببوسد این جهان گر بر تو یابم دسترس4نقل کریںاز عشق تو قارون منم غرقه در آب و خون منملیلی تویی مجنون منم در کار تو بسته هوس5نقل کریںآن شب که ما پنهان دو تن سازیم حالی ز انجمنباشیم در یک پیرهن ما را کجا گیرد عسس6نقل کریںخواهی همی دیدن چنین با تو بوم دایم قرینبینم ز بخت همنشین وصلت ز پیش و هجر پس7نقل کریںچون در کنار آرم ترا از دست نگذارم تراچون جان و دل دارم ترا این آرزویم نیست بس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوسرو که ازین دلبران کار تو داری و بسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 185اگلی نظمای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیریننفسور پایبندی همچو من، فریاد میخوان از قفسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوسرو که ازین دلبران کار تو داری و بسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 185
اگلی نظمای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187
بوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیریننفسور پایبندی همچو من، فریاد میخوان از قفسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317
ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187