سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188غزل شمارهٔ 188شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ودباشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای ز ما سیر آمده بدرود باشما نه خشنودیم تو خشنود باش2نقل کریںکشته ما را گر فراقت ای صنمتو به خون کشتگان ماخوذ باش3نقل کریںغرقه در دریای هجران توامدلبرا دریاب ما را زود باش4نقل کریںهجر تو بر ما زیانیها نمودتو به وصلت دیگران را سود باش5نقل کریںدر فراقت کار ما از دست شدگر نگیری دست ما بدرود باش6نقل کریںای سنایی در شبستان غمشگرچه همچون نار بودی دود باش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187اگلی نظمای ز خوبی مست هان هشیار باشور ز مستی خفتهای بیدار باشسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست توست آخر مرا فریاد رسسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187
اگلی نظمای ز خوبی مست هان هشیار باشور ز مستی خفتهای بیدار باشسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189